مهدی زارع، متخصص بازاریابی و مدیریت اجرایی

اندک آموخته های خود را با شما به اشتراک می گذارم

کتاب فروشی اینترنتی فردا
ساعت ۱:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٩/۱٢ 

بالاخره بعد از سالها پیگیری توانستم یک سایت کتاب فروشی منحصر به فرد راه اندازی کنم.

شاید بگویید هر کس هر کاری می کند پیش خودش می گوید این کار منحصر به فرد است و هیچکس در دنیا نکرده، ولی من دلایلی برای این موضوع دارم

 

اول اینکه تا به حال اطلاعات  ١۶٠٠٠ کتاب رو به صورت کامل و دست چین شده در سیستم وارد کرده ایم. سایتهای مشابه یا اطلاعات رو به صورت کلی از بانکهای اطلاعاتی دیگه استخراج کردند یا اینکه تعداد کتابهایی که دارند خیلی کم است.

 

دوم اینکه این پروژه در دل یکی از بزرگترین مؤسسات انتشاراتی و پخش کتاب در کشور به اسم نص راه اندازی شده. این موضوع باعث شده هم بتونیم کتابهای جدید رو به صورت روزانه به سایت اضافه کنیم و هم اینکه سفارشات رو به سرعت آماده کرده و ارسال کنیم.

 

باقی ویژگی های سایت چندان از سایتهای دیگه متفاوت نیست. مثلاً‌پرداخت الکترونیکی داره،‌ هزینه پستی رو به صورت دقیق و بر اساس وزن و آدرس محاسبه میکنه و ....

 

یه ویژگی دیگه هم داره که در سایتهای ایرانی ندیدم. اون هم سیستم جستجوی هوشمنده؛ یعنی میتونید بر اساس کلمات کلیدی،‌اسم افراد و ... به صورت هوشمند کتابها رو پیدا کنید.

 

آدرس سایت: w w w . f a r d a b . c o m

 

خوشحال می شم نظراتتون رو در مورد این پروژه بدونم.


 
ترجمه کامل 11 فصل اول کتاب اصول بازاریابی کاتلر ویراست 2008
ساعت ۳:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٧/٢٢ 

سلام

 

بالاخره تصمیم گرفتم متن ترجمه شده کتاب اصول بازاریابی کاتلر را به صورت رایگان روی اینترنت قرار بدهم.

در دنیای نرم افزار عرضه متن باز نرم افزار چند سالی است که آغاز شده،‌ ولی در دنیای کتاب چندان مرسوم نیست.

 

حالا من این کار را کرده ام. هر چقدر دوست داشتید آن را کپی کرده و پرینت بگیرید. لطفاً‌من را از نظراتتان آگاه کنید تا اشتباهات و کاستی ها را در ویراست بعدی اعمال کنم.

 

این هم لینک دانلود:

http://www.modirefarda.com/

لینک دانلود مستقیم کیفیت بالا:

 

لینک دانلود مستقیم کیفیت معمولی

 


کلمات کلیدی: بازاریابی کاتلر ، دانلود ، ترجمه ، pdf
 
بازاریابی را از کجا شروع کنیم؟
ساعت ۸:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱/۱٤ 

اگر برای اولین بار است که واژه بازاریابی به گوش تان خورده،‌ چه تصوری از آن دارید؟

 

من فکر می کنم در حال حاضر رشته های مختلف علم مدیریت همان وضعیتی را دارند که چند سال قبل در زمان ورود کامپیوتر برای این رشته به وجود آمده بود.

 

هر کس چند کلمه در مورد کامپیوتر بلد بود،‌طوری حرف می زد که انگار به چه علم منحصر به فردی دست پیدا کرده. حالا هم بعضی ها آنقدر اصطلاحات بازاریابی یا دیگر حوزه های مدیریت مثل مدیریت استراتژیک را پشت سر هم و به زبان انگلیسی به کار می برند که یک تازه وارد فکر می کند از چه چیزی پیچیده ای صحبت می کنند.

 

من که فکر می کنم یکی از اشکالات کشورهای در حال توسعه همین است. آنقدر چیزهای ساده را برای خودمان می پیچانیم که اصل موضوع را فراموش می کنیم. الان هر دوره بازاریابی که ببینید، مدام در آن در خصوص شرکت های بزرگ آمریکایی، بودجه های میلیون دلاری برای تبلیغات و تحقیقات و ... صحبت می شود که فراموش می کنیم چه نیازی داریم و در چه مرحله ای قرار داریم.

 

شاید به همین خاطر است که با تجربه ها و کار کشته ها برای این افراد تره هم خورد نمی کنند. مثلاً‌فلان آقای دکتر یا استاد دانشگاه ساعت ها در مورد روش های بازاریابی صحبت می کند،‌اما دریغ از بینش ابتدایی بکارگیری این تکنیک ها. شاید همین سوپرمارکت سر کوچه بهتر از ایشان بتوان بازاریابی کند یا فلان حاجی بازاری بهترین سیستم مدیریت ارتباط با مشتری را داشته باشد،‌اما حتی اسم آن را هم نداند. اتفاقاً‌ فرق علوم این چنینی با رشته هایی چون فیزیک و شیمی و ریاضی همین است. علوم طبیعی را باید از طریق تحقیق و آزمایش و کند و کاو کشف کرد. اما بازاریابی را اول در بازار اختراع کرده اند،‌بعد دانشکده های مدیریت رفته اند و با تحقیقات اجتماعی ان را شناسایی کرده اند. حالا کار ما برعکس شده. بجای اینکه به فکر کار کردن باشیم،‌دنبال این هستیم که فلان استراتژی بازاریابی را به کار گیریم و فلان قدر برای بازاریابی خرج کنیم. اما اصلاً‌ نمی دانیم مفهوم بازارایابی چیست.

 

راستی نظر شما چیست؟


 
بازاریابی نوین
ساعت ٩:۳۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱٢/٢۳ 

در کتاب های بازاریابی، مطالب مختلفی در خصوص روش های تحقیق در بازار مثل نظر سنجی، مصاحبه و ... نوشته شده و همه مطالبی در این خصوص می دانند. اما در پژوهش های جدید مشخص شده که بسیاری از رفتارهای مشتریان را نمی توان با روش های سنتی تحقیقات بازار مورد سنجش قرار داد.

آیا تا بحال برایتان پیش آمده که از چیزی خوشتان آمده باشد و دلیل آن را هم ندانید؟ یا اینکه هنگام خرید در فروشگاه، چیزی را خریده باشید که قبل از ورود به آنجا اصلاً قصد خریدش را نداشته اید؟

 

به همین علت است که می گویند باید در کنار بازاریابی و روشهای تحقیق سنتی، علوم رفتاری، جامعه شناسی و انسان شناسی را هم مورد توجه قرار داد.

 

این علوم و به خصوص رفتار شناسی مطالب بسیار جالبی دارد که بیشتر آنها از روان شناسی نشأت گرفته است. از زمانی که بخاطر ترجمه کتاب رفتار سازمانی رابینز مجبور شدم علوم رفتاری را با دقت بیشتری مطالعه کنم، چیزهای زیادی در خصوص این علم یاد گرفته ام.

از این به بعد سعی می کنم در خصوص علوم رفتاری هم مطالبی در وب لاگ بنویسم.


 
مدیریت ارتباط با مشتری بدون نرم افزار
ساعت ۱٢:٢٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٧/۱۳ 

نمیدونم چی شده که دوباره علاقه خاصی به مدیریت ارتباط با مشتری پیدا کردم. یکی از ابتکارات جالبی که ۶-٧ سال پیش باهاش آشنا شدم، روشی بود که شرکت Salesforce.com برای ارائه محصول نرم افزاریش ابداع کرده بود.

 

این شرکت که شعارش No Software(یعنی بدون نرم افزار) است، نرم افزار مدیریت ارتباط با مشتری خودش رو به صورت یک خدمت اجاره ای و از طریق وب در اختیار مشتریهاش قرار میده.

در نگاه اول به نظر میرسه که فقط شرکتهای ضعیف که حاضرن اطلاعاتشون رو در اختیار شخص ثالث قرار بدن و بنیه مالی برای خرید نرم افزار رو ندارن از این سیستمها استفاده کنن، اما مزیتهای بیشماری که این روش داره باعث شده ظرف مدت کوتاهی به یکی از شرکتهای بزرگ نرم افزاری در این حوزه و رقیب اصلی اراکل و ماکروسافت تبدیل بشه. راستی یادم رفت بگم که رئیسش هم قبلاً تو اراکل کار  می کرده و چون با لری الیسون دعواش میشه میره و یه شرکت دیگه میزنه!

 

این مدل ارائه نرم افزار رو Application Service Provider یا به اختصار ASP نامگذاری کردن، اما نباید اون رو با زبان برنامه نویسی ASP که مربوط به شرکت ماکروسافته اشتباه گرفت.

 

سعی می کنم در پست های بعدی بیشتر در مورد سیلز فورس دات کام بنویسم. این شرکت هم در دنیای آی تی، هم در دنیابی بازاریابی جزو شرکتهای بسیار موفق به حساب میاد و خیلی ها از اون الگو برداری کردن.


 
مدیریت ارتباط با مشتریان
ساعت ٩:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٧/۱٠ 

به احتمال زیاد تا به حال این واژه را شنیده اید؛ مدیریت ارتباط با مشتریان یا Customer Relationship Management. بسیاری از کارآفرینان رمز موفقیت خود را در همین مسئله می دانند.

 

متأسفانه به دلیل قدرتمند نبودن مشاوران مدیریت در ایران، سیستمهای مدیریت ارتباط با مشتری بیشتر توسط شرکت های نرم افزاری عرضه می شود تا مشاوران مدیریت. این چرخه اشتباه مثل این است که بجای تجویز دارو توسط پزشک و خرید آن از داروخانه، دکتر داروساز برای بیمار دارو تجویز کند.

 

سیستمهای مدیریت ارتباط با مشتری بیش از آنکه یک سیستم مبتنی بر تکنولوژی اطلاعات باشند، یک سیاست یا استراتژی سازمانی هستند. در واقع سازمانها تصمیم می گیرند برای آنکه رضایت مشتری را جلب کنند یا سهم بازار خود را افزایش دهند یا ... یک خدمت جدید برای مشتری فراهم کنند. متأسفانه روش اشتباه بکارگیری این سیستمها باعث شده نرم افزارهای مربوطه موفقیت چندانی نداشته باشند، اما در دنیای کسب و کار نمونه های موفقی از  بکارگیری این سیستم دیده می شود.

 

مثلاً آقای هاکوپیان در سخنرانی که در دانشکده مدیریت صنعتی شریف داشته، رمز موفقیت خود را بکارگیری همین سیستمها دانسته و اشاره کرده که از قبل از انقلاب به دلیل ثبت و ضبط دقیق اطلاعات مشتریان توانسته رابطه دراز مدتی با آنها برقرار کند.

 

بد نیست چند دقیقه وقت بگذارید و متن این سخنرانی را هم بخوانید:

متن سخنرانی آقای هاکوپیان به صورت پی دی اف


 
آغازی دوباره
ساعت ۸:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٧/۱٠ 

چند سالی میشه که این وب لاگ رو به روز نکرده بودم،‌ اما اندیس شدن اون تو موتورهای جستجو نشون میده که حتی اون مطالب قدیمی هم مخاطب خودش رو داره. همین موضوع مایه دلگرمی من شد و دوباره قصد دارم این وب لاگ رو به روز کنم. البته حالا دیگه مثل چند سال پیش دانشجوی تازه وارد مدیریت اجرایی نیستم،‌الان دیگه درس ها رو پاس کردم و چند سال به تجربه مدیریتیم اضافه شده.

 

امیدوارم مطالب جدید مفیدتر از مطالب قبلی باشه. به هر حال بیشترین عاملی که به من برای ادامه این کار انگیزه می ده همون تعداد بازدید و نظراتی است که از شما دریافت می کنم.

 


 
فرايند بازاريابي
ساعت ٥:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۸/٢۱ 
تا بدينجا متوجه شده‌ايم كه يكي از استراتژيهاي برنده در بازار، استراتژي بازاريابي مي‌باشد. در اينجا سعي مي‌كنم فرايند بازاريابي را به شكلي ساده و بر اساس مدل پروفسور كاتلر توضيح دهم.

فرايند بازاريابي را مي‌توانيم به پنج مرحله تقسيم كنيم كه در چهار مرحله اول، وظيفه شركت يا بازارياب ايجاد ارزش براي مشتري بوده و در مرحله پاياني از مشتري ارزش دريافت مي‌كند كه همان مزد يا هزينه يا قيمت محصول مي‌باشد.

    گام اول. در گام اول بايد بازار را شناسايي كرده و  نيازها و خواسته‌هاي مشتري را درك كنيم. تا زماني كه ندانيم در چه بازار مشغول فعاليت بوده و مشتري از ما چه انتظاراتي دارد، نمي‌توانيم رضايت او را جلب كنيم. توجه داشته باشيد كه تعريف سنتي كيفيت نيز در سالهاي اخير تغيير كرده است. كيفيت خصوصيات، ويژگيها و قابليتهاي مورد نظر مشتري مي‌باشد.
    گام دوم. در گام دوم بايد استراتژي بازاريابي مشتري مداري را طراحي نماييم. استراتژي بازاريابي، شامل تقسيم بندي بازاريابي، شناسايي مزيتهاي رقابتي، و انتخاب بهترين و مناسب‌ترين مزيت مي‌باشد. هدف ما طراحي آميخته بازاريابي مناسبي است كه به بهترين شكل براي مشتري ايجاد ارزش مي‌كند. همانطور كه گفتيم هدف ما از بازاريابي ايجاد ارزش براي مشتري است ت بتوانيم با ايجاد رضايت در او، رابطه‌اي سودمند و درازمدت برقرار كنيم. براي طراحي آميخته بازاريابي نيز بايد در مورد مسائل مرتبط با هر كدام از چهار پي بنيادي كه محصول، قيمت، محل، و ترويج بود تصميم گيري كنيم.
    گام سوم. تهيه برنامه بازاريابي است كه ارزشهاي برتر را در اختيار مشتري قرار مي‌دهد. بهترين استراتژيها هم تا زماني كه اجرا نشوند، هيچ برون دادي ندارند. تهيه برنامه اجرايي، اولين گام در راه پياده سازي استراتژي است و نقش بسزايي در موفقيت استراتژي بازي مي‌كند.
    گام چهارم. برقراري رابطه سودمند با مشتري و مشعوف كردن او. اگر استراتژي بازاريابي به درستي تدوين شده و برنامه اجرايي نيز تهيه و به شكلي مناسب اجرا شود، رابطه‌‌اي سودمند و درازمدت با مشتري برقرار خواهد شد كه باعث مشعوف شدن او مي‌شود. يك مشتري مشعوف، به برند و محصول شركت وفا دار شده و دوست دارد هر چه بيشتر خريد كند.
    گام پنجم. دريافت ارزش از مشتري. با برقراري رابطه سودمند با مشتري و مشعوف كردن او، رابطه‌اي با او برقرار مي‌شود كه ارزش عمر مشتري را در اختيار شركت قرار مي‌دهد. مشتري دوست دارد تمام نيازهاي ممكن را با خريد از شركت مرتفع كند و بدين ترتيب شركت فروش خوبي بدست مي‌آورد. علاوه بر اين، مشتري تجربه خوبش را با دوستان و آشنايان نيز  در ميان گذاشته و آنها را نيز به خريد ترغيب مي‌كند.

در اينجا فرايند بازاريابي را به طور خلاصه مورد بررسي قرار داديم. مدل تكميلي كه داراي بخشهاي زير مجموعه‌اي همچون اخلاقيات و مسئوليت اجتماعي مي‌باشد را در جلسات آينده مورد بحث قرار خواهيم داد.

پس از آشنايي با فرايند بازاريابي، مي‌توانيم گامهاي فرايند را به شكلي دقيقتر و با جزئيات بيشتر مورد بررسي قرار دهيم.


کلمات کلیدی:
 
بازاريابی چيست
ساعت ٢:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۸/۱۱ 

معادل فارسی انتخاب شده برای لغت Marketing بازاریابی است اما مفهموم این کلمه چیزی فراتر از فرایندی است که در بخش فروش رخ می‌دهد. در واقع باید بازاریابی را با عبارتی همچون تشخیص نیاز بازار و جا انداختن محصول در بازار جایگزین کرد.

اما واقعاْ بازاریابی چه فرایندهایی را شامل شده و در یک مدل کسب و کار چه وظایفی بر عهده دارد؟

 

باید بگوییم که پاسخ این سوال به ساختار سازمان و کسب و کار مورد بحث بستگی دارد. هنگام تحلیل یک کسب و کار باید به این موضوع توجه داشته باشیم که با چه مشتریانی سر و کار داریم؟ با چه رقبایی باید دست و پنجه نرم کنیم؟ سطح انتظارات از صنعت ما در چه حدی می‌باشد؟ و به طور کلی هدف ما از ورود به صنعت مورد نظر چیست؟

به طور کلی می‌توان چند فلسفه کلی مدیریت بازار را تعریف کرد که چارچوبی برای پاسخ سوالات ما فراهم می‌کند:

  • خط مشی تولید: فرض کرده‌ایم که تقاضای زیادی برای محصول وجود داشته و فقط باید بر تولید متمرکز شویم.
  • خط مشی محصول: در بازار تقاضا برای محصولی که کیفیت بالا و قیمت مناسنبی داشته باشد وجود دارد.
  • خط مشی فروش: کافی است از روشهای تبلیغات و معرفی خوبی استفاده کنیم تا تمام محصول تولید شده را به فروش برسانیم.
  • خط مشی بازاریابی: ابتدا باید نیاز مشتری را درک کرده و بر اساس آن محصولی تولید کنیم که نیازهای او را به بهترین شکل ارضا کرده و برایش ارزشی بالاتر از رقبا داشته باشد.
  • خط مشی بازاریابی اجتماعی: علاوه بر نیاز فعلی مشتری ، باید نتایج دراز مدت عرضه محصول و فعالیتهای بازاریابی را نیز در نظر گرفته و به رفاه و سعادت جامعه بیندیشیم.

اگر به تاریخ کسب و کارها نگاهی بیندازیم، متوجه می‌شویم که روند تکامل این خط مشی‌ها با روند توسعه کسب و کارها همخوانی دارد. با انتقلاب صنعتی و  توسعه مفهوم تولید انبوه، خط مشی‌های تولید و محصول مطرح شدند. اما به تدریج شرکتهای مختلفی وارد بازار شده و تولید انبوه، ارزش خود به عنوان مزیت رقابتی را از دست داد. بنابراین شرکتها مجبور شدند با تمرکز بر روشهای فروش و تبلیغات جدید، محصولات تولید شده را به فروش برسانند.

اما در عصر حاضر، دیگر روشهای فروش و تبلیغ هم کارایی گذشته را به عنوان مزیت استراتژیک از دست داده اند و تنها افرادی موفق می‌شوند که ارزشی برتر در اختیار مشتریان بگذارند؛ چیزی که از نظر مشتریان دارای ارزش است، نه شرکت.

بنابراین، بازاریابی بیش از پیش نقشی اساسی در کسب و کارها پیدا کرده و در بازار رقابتی امروز نمی‌توان صرفاً با تکیه بر سرمایه، روشهای تولید انبوه، رانتهای اقتصادی و سیاسی، و حتی انحصار در بازار کسب و کاری را اداره کرده و به موفقیت دست یافت.

در پست بعدی به بررسی کلی فرایند بازاریابی خواهیم پرداخت.


کلمات کلیدی:
 
بازاریابی
ساعت ٦:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۸/٤ 

بازاریابی در ایران معادل فروشندگی معنی شده است. سعی من بر این است تا خوانندگان این وب لاگ را با معنی و مفهوم بازاریابی علمی آشنا کنم.


کلمات کلیدی: